السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
141
تفسير الميزان ( فارسي )
مىتوانى ) گمراهان آشكار را هم هدايت كنى ( 40 ) . ما هر وقت شده از ايشان انتقام مىگيريم ، هر چند كه تو در دنيا نباشى ( 41 ) . و يا در همين زندگى دنيايت به تو نشان مىدهيم آن عذابها را كه به ايشان وعده داديم كه ما بر آنان اقتدار داريم ( 42 ) . پس تو به آنچه وحى به سويت شده تمسك كن كه تو بر صراطى مستقيم هستى ( 43 ) . و به درستى كه قرآن ذكرى است براى تو و براى قومت ، و به زودى بازخواست خواهيد شد ( 44 ) . از رسولانى كه قبل از تو فرستاده بوديم بپرس : آيا غير از رحمان خدايانى معين كرده بوديم كه مردم آنها را بپرستند ( 45 ) . بيان آيات از آنجا كه رشته كلام از رسالت رسول ( ص ) و كفر مشركين به رسالت و تشبث ايشان ( در شرك ) به ذيل تقليد از پدران و بدون هيچ دليل ديگر انجاميد ، دنبالش داستان ابراهيم ( ع ) را ذكر مىكند كه تقليد كردن از پدر و قومش را دور انداخته ، از آنچه آنان به جاى خداى سبحان مىپرستيدند بيزارى جست ، و از پروردگارش طلب هدايتى كرد كه از فطرتش سرچشمه مىگرفت . بعد از نقل داستان ابراهيم اين مسائل را خاطر نشان مىفرمايد كه از چه نعمتهايى برخوردارشان كرد ، و آنها چگونه آن نعمتها را كفران كردند ، و به كتاب خدا كافر شدند ، و در آن خرده گيريها نمودند ، و به فرستاده خدا طعنه ها زدند ، طعنه هايى كه به خودشان بر مىگردد ، و سپس آثار اعراض از ياد خدا را ذكر مىكند ، و عاقبت اين كار را كه همان شقاوت و خسران است تذكر مىدهد و آن گاه عطف مىكند بر آن اين را كه پيامبر بايد براى هميشه از ايمان آوردن ايشان مايوس باشد . و سپس تهديدشان مىكند به عذاب . و به پيامبر عزيزش تاكيد مىكند كه به قرآن تمسك جويد ، چون قرآن ذكر او و ذكر قوم او است ، و به زودى از آن بازخواست مىشوند ، و آنچه در قرآن است دين توحيد است كه همه انبياء گذشته بر آن دين بودند . * ( « وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لأَبِيه وَقَوْمِه إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ » ) * كلمه « براء » مصدر « برء » ، « يبرء » است كه صفت مشبهه اش « برىء » مىشود . و بنا بر اين ، معناى جمله « اننى براء » ، « اننى ذو براء » مىشود . و يا معناى آن « اننى برىء »